سلطان الواعظین :: حرف دل

حرف دل

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
حرف دل

اسلام تمامش سیاست است ، اسلام این نیست . والله اسلام تمامش سیاست است . اسلام را بد معرفی کرده اند . سیاست مدن از اسلام سرچشمه می گیرد . من از آن آخوندها نیستم که در اینجا بنشینم وتسبیح دست بگیرم ؛ من پاپ نیستم که فقط روزهای یکشنبه مراسمی انجام دهم و بقیه اوقات برای خودم سلطانی باشم و به امور دیگر کاری نداشته باشم.
...
«پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد»
"امام خمینی (ره)"

آخرین نظرات
  • ۹ مهر ۹۶، ۲۲:۱۱ - بید مجنون
    آمین
  • ۸ مهر ۹۶، ۰۹:۴۰ - Sarah Azizzadeh
    آمین

وقتی از یکی از دوستان شنیدم که قبر سلطان الواعظین شیرازی صاحب کتاب ارزشمند شب‌های پیشاور در قم است یکّه خوردم و بر خود نهیب زدم که چرا تاکنون موفق به زیارت آرامگاه او نشده‌ام.
برای زیارت مرقد این عالم جلیل‌القدر بعد از اذان ظهر راهی قبرستان نو شدم. این قبرستان در گذشته به نام حاج‌ شیخ نیز معروف بوده است. بالای درب ورودی عکس کربلائی محمد ساروقی نصب است، از حجاری جنب درب که مشغول نوشتن یک سنگ قبر است. نشانی دفتر قبرستان را می‌پرسم.

جوانی بیست و چند ساله را پیدا می‌کنم که مسئول دفتر است و نشانی قبری را به پیرمردی نشان می‌دهد. بعد از سلام واحوال‌پرسی نشانی قبر مرحوم سلطان الواعظین را جویا می‌شدم که ابراز بی‌اطلاعی می‌کند و می‌گوید؛ باید در رایانه جستجو کنم.

راهی دفتر می‌شویم. رایانه‌ای قدیمی در گوشه اتاق قرار دارد و محل دفن اموات در آن ثبت است و نشان می‌دهد که بیش از چهل‌هزار نفر در قبرستان نو دفن هستند،‌ اما نام همگی در لیست کامپیوتر موجود نیست. جستجو با عبارات،‌ سلطان، واعظ، واعظین و شیرازی نتیجه نمی‌دهد.

تشکر می‌کنم و به سمت قبرستان ابوحسین می‌روم این گورستان در انتهای کوچه جنب قبرستان نو قرار دارد و تعدادی از علما در آن مدفون هستند، البته اسامی آنها هنوز لیست بندی نشده است. طلبه‌ای چند قدم جلوتر از من راه می‌رود. صدایش می‌زنم و سؤالم را تکرار می‌کنم. اتفاقاً او هم برای زیارت سلطان الواعظین و مرحوم حجت‌الاسلام‌والمسلمین الهی برادر علامه طباطبائی آمده است. قبر سلطان الواعظین را نشان می‌دهد. قبر در اتاقکی است که درب آن بسته و در حیاط اصلی قبرستان ابوحسین قرار دارد.

تابلوی کوچکی هم بر سردر اتاقک نصب شده است. از یافتن آرامگاه این عالم وارسته احساس رضایت می‌کنم. چون قبلاً از کتاب شب‌های پیشاور بهره‌مند شده بودم، ولی توفیق نداشتم به مقام رفیع صاحب آن ادای احترام کنم. فاتحه‌ای برای آن مرحوم و سایر علمای مدفون از جمله آیت‌الله شیخ کاظم قاروبی تبریزی و آیت‌الله کوکبی تبریزی می‌خوانم. زیارت قبور علما باید سبب شود که ضمن ایجاد ارتباط معنوی در جهت ادامه مسیر آن بزرگواران تلاش کنیم.

سلطان‌الواعظین که بود؟

سید محمد سلطان الواعظین در سال 1314 ه.ق در تهران چشم به جهان گشود. خانواده‏ای که مرحوم سید محمد در آن به دنیا آمد از مهمترین و معتبرترین سادات ایران به شمار می‏رود. نسب شریف وی چنان که مرحوم آیت‏اللّه العظمی نجفی مرعشی نگاشته‏اند، با 25 واسطه به حضرت موسی بن جعفر، امام کاظم علیه‏السلام، می‏رسد.

تحصیلات و اساتید سلطان الواعظین در همان اوان کودکی در خدمت پدر ارجمندش مشغول فراگیری معارف دینی شد و سپس در مدرسه پامنار تهران از محضر اساتید و علمای دیگر بهره‏مند شد. ایشان پس از مدتی، در سال 1326 ه. ق، راهی عتبات عالیات شد و در جوار بارگاه سید و سالار شهیدان، حضرت اباعبداللّه الحسین علیه‏السلام در کربلای معلی اقامت گزید.

ایشان در این شهر از محضر اساتیدی همچون آیت‏اللّه فاضل مرندی و آیت‏اللّه شهرستانی کسب فیض نمود. وی پس از مدتی به تهران بازگشت و بعد از درگذشت پدر گرامیش در سال 1351 ه . ق از آنجا به قم آمد و از محضر برخی بزرگان حوزه علمیه قم همچون استاد الفقها آیت‏اللّه حاج شیخ عبدالکریم حائری، آیت‏اللّه حاج سید محمد حجت، آیت‏اللّه آقا سید محمد تقی خوانساری، آیت‏اللّه آقا میرزا محمد علی شاه آبادی و...استفاده نمود.

سلطان الواعظین حدود پنج سال در قم از محضر اساتید فوق استفاده کرد و سپس به تهران بازگشت.

سفر به پیشاور و تشکیل جلسات مناظره‏

سلطان الواعظین سفرهای متعددی به خارج از ایران داشت؛ وی در همه این مسافرت‏ها علاوه بر مجالس وعظ و منبر و تبلیغ، با علمای بزرگ فرق و مذاهب نیز به گفتگو و تبادل نظر می‏پرداخت و آراء و عقاید حقه شیعه را با ایشان مطرح می‏ساخت.او سفرهایی را به مصر، سوریه، لبنان، اردن، فلسطین و هندوستان انجام داد، و مهمترین آنها - که مناظره معروف او در آن تحقق یافت و باعث شهرت وی گشت - سفر به پیشاور بود. ایشان در ربیع الاول سال 1345 ه . ق که تنها سی سال از عمرشان می‏گذشت، پس از سفر به عتبات و استعانت از سلطان الاولیاء حضرت امیرالمؤمنین علیه‏السلام راهی هندوستان شد.

در کراچی، بمبئی، لاهور، پنجاب، حیدرآباد و بسیاری نقاط دیگر هند مورد استقبال و احترام مسلمان‏ها و غیر مسلمان‏ها واقع شد و جلساتی از بحث و مناظره را برقرار کرد. بعد از آن به دهلی نو دعوت شد و جلسه مناظره با عده‏ای از علمای هند را برای ایشان فراهم ساختند. در بعضی از این جلسات که در دهلی انجام می‏شد، رهبر بزرگ هند مهاتما گاندی نیز شرکت می‏کرد.

بعد از این جلسات، سلطان الواعظین به دعوت محمد سرور خان که از متنفذین خاندان قزلباش هندوستان به شمار می‏رفت، برای سخنرانی و خطابه راهی پیشاور شد. این مجلس با حضور جمع زیادی از مردم پیشاور و حومه آن و نیز عده‏ای از علمای فریقین- شیعه و سنی - در امام باره- حسینیه - مرحوم عادل بیک برقرار شد. سلطان الواعظین در این جلسات مباحثی در زمینه خلافت و ولایت و عقاید شیعه مطرح ساخت. در پایان یکی از این سخنرانی‏ها دو تن از علمای کابل نزد سلطان الواعظین آمده و تقاضا می‏کنند در ارتباط با سخنان او با ایشان مناظره کنند. این دو نفر به نام‏های حافظ محمد رشید و شیخ عبدالسلام از آن شب به بعد، پس از نماز مغرب و عشاء در حضور جمع زیادی از علما و رجال و مردم شهر، پیرامون مسائل مورد اختلاف با سلطان الواعظین به گفتگو می‏نشستند.

این جلساتِ پرشور که از شب جمعه 23 رجب 1345 ه . ق شروع شد، تا ده شب به طول انجامید. جلسه مناظره هر شب بعد از نماز مغرب و عشا تا 6 یا 7 ساعت و گاهی نیز تا اذان صبح ادامه می‏یافت.

در این مباحثات مسائلی از قبیل: دلالت آیات و روایات بر مقام شیعه، عقاید فرق مختلف شیعه، ظلم و ستم خلفا در طول تاریخ نسبت به شیعه، مذاهب اربعه اهل سنت، احادیث مختلف در فضیلت حضرت امیر (علیه السلام)، دلالت آیات مختلف بر شأن و منزلت حضرت امیر (علیه السلام) ، مسأله سقیفه، شوری، بدعت‏های معاویه، قیام و شهادت حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) و بسیاری از مباحث تاریخی و اعتقادی دیگر مطرح شده است. استدلال مرحوم سلطان الواعظین در طول این مناظره، فقط از کتب و منابع اهل سنت می‏باشد، و این خود نشانه تسلط و احاطه آن بزرگوار به منابع روائی و تفسیری عامه است. این احاطه تا جایی است که در برخی موارد موجب حیرت علمای اهل سنت حاضر در مجلس می‏شود و تحسین ایشان را برمی‏انگیزد. به راستی حضور ذهن و قدرت حافظه ایشان در ذکر منابع و کتب مختلف برای یک مطلب، حیرت انگیر است.

آیت‏ اللّه موسی شبیری زنجانی دامت معالیه می‏فرمودند:

«برخی از موثقین نقل می‏کردند، مرحوم سلطان الواعظین در اواخر عمر - که به بیماری قلبی شدیدی مبتلا بود - نیاز به معالجه پیدا کرد. فرزند او با یکی از یهودی‏های متمکن تهران آشنا بود. این شخص یهودی که از طریق فرزند، پدر دانشمندش را می‏شناخت؛ یک چک سفید به او می‏دهد و می‏گوید این را به پدرت بده و بگو به هر کجا که می‏خواهند برای معالجه بروند. من تمام هزینه آن را خواهم پرداخت. پسر سلطان الواعظین مراتب را به عرض پدر می‏رساند. سید در جواب می‏گوید: من که یک عمر نوکر حضرت سید الشهدا علیه‏السلام بوده‏ام، حالا بیایم و از یک یهودی برای معالجه مریضی‏ام پول بگیرم؟ و چک سفید را به صاحب آن پس می‏دهد.»

درگذشت‏

آن مدافع حریم ولایت، پس از سال‏ها تلاش خستگی‏ناپذیر، واپسین سال‏های عمر خویش را با بیماری شدید قلبی می‏گذراند، به طوری که تقریباً در ده سال آخر زندگی کاملاً خانه نشین شد. آن عالم فرزانه سرانجام روز جمعه 17 شعبان المعظم 1391 ه . ق، برابر با 16 مهرماه 1350 ه.ش در تهران درگذشت.

علاوه بر شبهای پیشاور کتب ارزشمندی همچون گروه رستگاران، صد مقاله سلطانی... از خود به یادگار گذاشته است.
  • حرف دل !...

نظرات (۵)

  • ابوتــ ـراب
  • سلام علیکم

    وبلاگ خیلی زیبایی دارید
    افتخار میکنم تبادل لینک داشته باشیم
    منتظر جوابتونم

    التماس دعا
  • آرمان بدیعی
  • ثواب بوسیدن پای مادر:

    پیامبر(ص) فرمود: «کسی که پای مادرش را ببوسد؛مثل این است که آستانه کعبه را بوسیده است». (گنجینه جواهر(

    و نیز فرمود:«هر کس پیشانی مادر خود را ببوسد،از آتش جهنم محفوظ خواهد ماند». (نهج الفصاحة(

    بیانات در دیدار مسئولان و دست‌اندرکاران حج ‌۱۳۹۴/۰۵/۳۱
    یکی از کارهای مهم در حج، همان جنبه‌های شخصی و فردی است. اینکه ما روی جنبه‌های اجتماعی حج تکیه میکنیم، ما را از جنبه‌های فردی حج غافل نکند: تضرّع، خشوع، خشیت، دعا. فرصت خوبی است؛ هیچ جا مثل مسجدالحرام نمیشود؛ هیچ جا مثل مسجدالنّبی نمیشود؛ این فرصت در اختیار شما است، در اختیار حاجی است. خیلی بی‌سعادتی میخواهد که کسانی این را رها کنند بروند در بازار، درِ این دکّان، درِ آن دکّان. حالا فرمودند که جلوی بازارگردی را گرفته‌اند، [امّا] خب گزارشهایی که به من میرسد، این است که متأسّفانه نه، بعضی از حجّاج ما باز گرفتار این بیچارگی هستند: برو در این بازار پهلوی این دکّان‌دار، پهلوی آن کاسب -زن یک‌جور، مرد یک‌جور- یک جنس بُنجُلی را به دو برابر قیمت بخر، سوار هواپیما کن بردار بیاور تهران یا فلان شهر دیگر؛ [این‌] غلط است؛ خیلی غلط است. مردم ما باید این را توجّه کنند که کار غلطی است. خرید را همه‌جا میشود کرد، بازار را همه‌جا میشود رفت، جنس را همه‌جا میشود خرید، پول را این‌جوری همه‌جا میشود دور ریخت -این پولْ دور ریختن است دیگر؛ همه‌جا میشود پول را انسان دور بریزد- برو سراغ آن کاری که جاهای دیگر نمیشود کرد و آنجا میشود کرد؛ آن، نگاه کردن به کعبه است؛ آن، نماز گزاردن در مسجدالحرام است؛ آن، بوسیدن جای پای پیغمبر است. پیغمبر اکرم در این شهر راه رفته است، حرف زده است، این فضا پر از امواج صدای نبیّ مکرّم اسلام است؛ حیف نیست انسان در این فضا تنفّس نکند! این دیگر کجای دنیا پیدا میشود؟ اینها را حجّاج ما قدر بدانند، والّا بازار رفتن و گردش کردن و مانند اینها که خب همه‌جای دنیا میشود این کارها را انجام داد؛ در تهران هم میشود انجام داد، در اصفهان هم میشود انجام داد، در تبریز هم میشود انجام داد، درمشهد هم [میشود]! همه‌جای دنیا میشود این کارها را انجام داد. برو سراغ آن کاری که در این جاها نمیشود انجام داد و مخصوص حج است؛ اینها توصیه‌های ما است. امیدواریم خداوند متعال ان‌شاءالله توفیق حجّ مقبولی به همه‌ی شما عنایت کند. ما هم از شما التماس دعا داریم.
    ...
    بیانات در دیدار کارگزاران حج‌۱۳۸۳/۰۹/۳۰
    از جمله غفلتهای احتمالی در حج، یکی این است که کسانی به جای شرکت در نمازهای جماعت، به جای طواف مستحبی، به جای حضور در فضای معطر مسجدالحرام یا مسجدالنبی - که از دوران افتخار اسلام و دوران وحی و بعثت، این همه خاطرات در این دو محل وجود دارد - سراغ زرق وبرق های بی ارزش و پوچ و بازارها و مغازه ها بروند، برای این که جیب دولتهای بیگانه ی لاابالی نسبت به منافع مسلمین را پُر کنند؛ جیب کارگر و سرمایه دارِ آنها را با پول ایرانی و با ثروت ملی شان پُر کنند. به جای شرکت در نمازجماعت، به بازارگردی و دکان گردی بروند و اجناس را تماشا کنند. انسان متأسف می شود وقتی بشنود هنگامی که جمعیتِ باشکوه در مسجدالحرام یا مسجدالنبی مشغول اقامه ی جماعتند یا به اقامه ی جماعت می شتابند، تعداد معدودی حاجىِ ایرانی - یا مرد یا زن - سراغ بازارها بروند؛ کیسه ها را زیر بغل بگیرند و اجناسی را که در شهر خودشان گاهی ارزان تر و بهتر از آن جا می توانند پیدا کنند، بگیرند بیایند. «ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون»؛ این بهتر و مفیدتر و مهمتر است که انسان به نماز، به عبادت، به ذکر، به توجه و به حضور در جماعات بپردازد؛ اینها دستاورد واقعی حج است؛ سوغات، اینهاست. سوغات، معنویتی است که شما در خودتان ذخیره می کنید و می آورید؛ اخلاق و روحیاتی است که با خودتان می آورید. ما دیده ایم کسانی را که وقتی از حج برمی گردند، چهره و رفتار و کلام و ظاهر و باطن آنها انسان را موعظه می کند و تحت تأثیر قرار می دهد؛ این خوب است؛ این سوغات واقعی است.
    ...
    بیانات در دیدار کارگزاران حج۱۳۸۵/۰۹/۰۱
    «حج و فضای آن را از انگیزه‌های دنیایی و مادی - تا آن جایی که ممکن است - تخلیه کنند.» این خیلی مهم است؛ چون یکی از شاخصهایی که در حج در نظر گرفته شده است، این است. میگویند در حج شما حق ندارید بوی خوش استعمال کنید، اگر از جایی گذشتید که بوی ناخوشی هست، حق ندارید بینیتان را بگیرید. البته اینها خیلی معنا دارد. حج جایی است که باید هر چه ممکن است انسان از انگیزه‌های دنیوی و مادی جدا و دور بشود. البته ما نمیخواهیم سفارش کنیم که به حجاج آنجا گرسنگی بدهید یا جای بد بدهید، نه؛ پذیرایی از حجاج و مسکن و غذا و تأمین آسایش جسمانیشان که بتوانند به مسائل معنوی بپردازند، خود این یکی از کارهای مهم است؛ این را ما نفی نمیکنیم. اما این انگیزه‌های مادی را تا آنجایی که ممکن است، باید از دلها خارج کرد؛ این انگیزه‌ی بازارگردی و سوغات‌خَری و اینها را باید کم کرد؛ نگاه به حج به صورت یک سفر گردشی یا خدای نکرده با یک اهداف دیگر، که دیگر آنها قابل ذکر هم نیست. ولی این نفس و هوای انسان، انسان را به خیلی جاها میکشاند. باید اینها را مراقبت و جلوگیری کرد. این انگیزه‌های مادی باید در حج - چه در حاجی، چه در همراه، چه در کارگزار - دور شود؛ این هم یک نقطه است که اگر بخواهیم از آن ظرفیت عظیم استفاده کنیم، یکی از شرایطش این است.
    ...
    بیانات در دیدار کارگزاران حج‌۱۳۹۰/۰۷/۱۱
    من با سوغاتی خریدن مخالف نیستم، اما با این بازارگردیها چرا؛ خیلی بد است. یک عده‌ای عطش بازارگردی دارند؛ اینها ملت شما را، مردم شما را سبک میکند؛ حیف است. میروند یک جنسهائی را میخرند، غالباً هم جنسهای بیکیفیت از کشورهای دوردستِ سودجو که با همان کمپانیهای داخل آن کشور میزبان بندوبست دارند. برای حجاج جنس بدلی و بیکیفیت درست میکنند می‌آورند توی این بازارها میریزند، شما هم میروید این ارز خودتان را و عِرض خودتان را میریزید برای اینکه این کالاهای بیکیفیت را خریداری کنید. امروز در کشور ما خوشبختانه کالاهای داخلی با کیفیت خوب، متنوع، زیبا، ساخته‌شده‌ی دست کارگر ایرانی - برادر خودتان - فراوان است. بعضیها قبل از اینکه سفر مکه بروند، سوغاتیهای سفر را در اینجا میخرند - کار خوبی است - نگه میدارند؛ بعد که برگشتند، همانهائی را که در بازار شهر خودشان تهیه کرده‌اند، به عنوان سوغاتی میدهند. هدیه‌ی سفر است دیگر، خوب است. این کار، خیلی کار خوبی است.

     بعضیها به عنوان چیز متبرک، از آنجا سوغاتی می‌آورند؛ تبرکی ندارد. این جانمازهائی که در سنندج و کردستانِ خودمان میبافند، بمراتب از جانمازهائی که از آنجا می‌آورند، بهتر است. برادر خودتان را تقویت کنید، ساخت دست او را که هم زیباتر است، هم بهتر است، بخرید و این را به عنوان سوغاتی بدهید. این را آنجا ببرید و به افرادی که دوست دارید، سوغاتی بدهید. همه‌ی اجناس خودمان همین طور است؛ حالا من جانماز را مثال زدم که مقدس‌ترین است. اینها را رعایت کنید.
    ...
    دیدار کارگزاران حج با رهبر انقلاب ۱۳۸۲/۱۲/۰۵
    آوردن هدیه ای از حج برای خانواده، خوبست اما اسراف در این کار و صرف وقت فراوان برای خرید کالا و سوغات، علاوه بر هزینه هنگفت آن، باعث جلوگیری از توجه کامل به محتوای حقیقی حج می شود و باید برای آن فکری کرد.
    سلام اپ کردم با یه پست مهم لطفا کامل بخونید و به ترتیب  کلیپایی که گذاشتم ببینید:)حتما نظر بدید نظرتون برام مهمه:)
    به اسم غم؟؟؟
    تشکر:)
  • آرمان بدیعی
  • امام خامنه ای:

    نیروهای مؤمن ما در سرتاسر کشور بدانند که حرکت، به‌سمت اهداف و آرمانهای اسلامی است؛ در این هیچ تردیدی نیست. و همه خودشان را آماده نگه بدارند، همه آماده باشند؛ نیروهای مؤمن، نیروهای اصیل و معتقد در سرتاسر کشور آماده‌به‌کار باشند. آماده‌به‌کار به معنای آماده‌ی جنگ نیست؛ یعنی هم آماده‌ی کار اقتصادی باشند، هم آماده‌ی کار فرهنگی باشند، هم آماده‌ی کار سیاسی باشند، هم آماده‌ی حضور در میدانها و عرصه‌های مختلف باشند؛ آماده باشند، ما همه باید آماده باشیم. در مقابل این جهت‌گیری‌های دشمنان -که دشمنان ما شب و روز نمی‌شناسند- ما هم بایستی شب و روز نشناسیم و همه آماده باشیم. و وعده‌ی الهی هم راست است؛ خدای متعال وعده‌اش راست است، ما سوءظنّ به وعده‌ی الهی [نباید داشته باشیم‌]. یک‌بار من اینجا عرض کردم(۷) که باید به خدا پناه ببریم و سوءظنّ به وعده‌ی الهی [نداشته باشیم‌]. خدای متعال لعنت کرده؛ الظّآنّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَّوءِ عَلَیهِم دآئِرَةُ السَّوءِ وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیهِم وَ لَعَنَهُم وَ اَعَدَّ لَهُم جَهَنَّمَ ..

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">