گفتــم چـه داری آرزو ؟ * گفتا به خون گیرم وضو :: حرف دل

حرف دل

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
حرف دل

اسلام تمامش سیاست است ، اسلام این نیست . والله اسلام تمامش سیاست است . اسلام را بد معرفی کرده اند . سیاست مدن از اسلام سرچشمه می گیرد . من از آن آخوندها نیستم که در اینجا بنشینم وتسبیح دست بگیرم ؛ من پاپ نیستم که فقط روزهای یکشنبه مراسمی انجام دهم و بقیه اوقات برای خودم سلطانی باشم و به امور دیگر کاری نداشته باشم.
...
«پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد»
"امام خمینی (ره)"

آخرین نظرات
  • ۱۲ مرداد ۹۶، ۰۵:۰۶ - تنها ...
    تشکر
  • ۱۶ تیر ۹۶، ۲۲:۵۶ - تنها ...
    تشکر

گـفتم کجـا ؟ گفتا دمشق   *   گفتم چرا ؟ گفتا که عشق
گفتم وَ کِی ؟ گفتا که حال   *   گـفـتـم بـمـان ، گـفتا محال

گفتم مرو ، گفتا که لا   *    برپاست آنجا کربلا
بـاـید ولـی یـاری کـنـم   *   زینب علمداری کنم

گفتم چه داری با حسین ؟   *   گفتا وفای عهد و دِین
گـفـتـم حـرامی بسته راه   *     گفتا که زینب بی‌ پناه

گفتم که راه چاره چیست ؟   *   گـفـتـا فـقـط آزادگـیـسـت
گـفـتـم مـرو خـوبم ز دست    *    گفتا که زینب بی‌کَس است

گـفـتـم خطر دارد بسی   *   گـفتـا چرا دلواپسی
گفتم که جان باید دهی   *   گفتا که دارم آگهی

گـفـتـم چـرا پـس می‌روی ؟   *   گـفـتـا بـه بـرهـانی قوی
گفتم چه آن برهان توست ؟   *   گفتا همان عهد نخست

گفتم که منظورت چه است ؟   *   گفتا، ازل ، عهد الست   
زان دم کـه گـفـتـیـمـش بلی   *    شد سهم شیعه کربلا

او آفـریـد از این‌ همه   *   مـا را بـه عـشـق فـاطمه
در آن سحرگاه خیال   *   از ابر عشق و شور و حال

بـاریـد بـاران از جـنـون          *          شد خاک شیعه گِل ز خون
گفتم که یعنی شیعه چیست ؟   *    گـفـتـا بـه زهرا واله گیست

گـفـتـم تو را در سینه چیست ؟   *   گفتا که شور عاشقیست  
گفتم که این شور از کجاست ؟   *   گفتا ز عـشـق کـربـلاست

گفتم چه باشد کربلا ؟   *   گفتا همه عشق و ولا
گفتــم چـه داری آرزو ؟   *   گفتا به خون گیرم وضو

گفتم کجا خوانی نماز ؟   *   گفتا که با مهدی حجاز
گـفـتـم دریـغـا روی تو   *      خونین شود گیسوی تو

گفتا خوشا گلگون شدن   *   چون لاله رنگ خون شدن
گـفـتـم تـویـی آخـر جوان   *   بـهـر دل مـادر بـمان

گـفـتـا کـه بـایـد رفـتـنم   *   گلگون‌ کفن پوشد تنم
گفتم مرو ، گفت الوداع   *   گفتم چرا ؟ گفتا دفاع

گفتم کجا ؟گفتا حرم   *   از دختر پیغمبرم
من شیعه‌ام اهل ولا   *   باید روم تا کربلا

باید که جان بازم عشق   *   در کربلایی چون دمشق
مـن شـیـعه‌ ام لبریز درد   *   کـی مـن هراسم از نبرد

بر یاس نیلی گشته فام   *   گـیـرم عـدو را انـتـقـام    
گفتم بگو از عشق خاص   *   گفتا که سیلی خورده یاس

گفتم که محبوبت که است ؟   *   گفت او که پهلویش شکست
گـفـتـم کـه زهرا کیست او ؟   *   گـفـتـا کـه سـیـلی خـورده رو

گفتم که سیلی زد به او ؟   *   گفت هر که حیدر را عدو
گـفـتـم بـگـو اسرار عشق   *    گفتا که سر بر دار عشق

گفتم تو را کِی عیش و نوش ؟   *   گفتا علم گیری به دوش
گـفـتـم چـرا آشـفـتـه‌ ای ؟   *        گـفـتـا غـم بـنـهـفـته‌ ای

گـفـتـم بـگـو بـنهفته غم    *   گفتا حرامی و حرم
گفتم چه بُغضت در گلو ؟   *   گفتا غم معجر و مو

گفتم چه جویی در دمشق ؟   *   گفتا که جانبازی به عشق
گـفـتـم مـرو بـا مـا بـمـان        *   آنـجـا نـمـی‌ یـابـی امـان

گـفـتـا امـان در کـربلـاست    *   خوش شیعه را رنج و بلاست
گفتم چه خواهی یاس را ؟   *   گـفـتـا شـدن عـبـاس را

گفتم سرت از تن جدا   *   گردد به دسـت اشقیا
گـفـتـا فـدای فـاطـمـه   *   پا و سر و دستم همه

گـفـتـم اگـر گـردی هلاک   *   صد پاره تن افتی به خاک
گفتا که می‌گردم شهید   *   در پـیـش زهـرا رو سـفـید

گفتم نه اجباریست این   *   راهـی دگـر را بـرگـزیـن
گفتا که هیهـات و دریغ   *   گیرم جز این دیگر طریق

خـواهـی ز من در کـربـلـا    *   در بـحـر پـر مـوج بـلـا
در دشت خون بار دمشق   *   تنها نهم بانوی عشق ؟! 

گـفـتـا بـه گـلـبـانـگـی ستیغ    *   کوفی شدن ما را دریغ
رفت او علم بر دوش و مست   *   تیغ دودم بگرفته دست

با خنده رفت او تا دمشق   *   گردد شهید راه عشق
رفـت و خـبـر آمـد از او       *   بـگـرفـتـه با خونش وضو

آمد خبر او شد شهید   *   اسرار حق را جمله دید
از کـربـلـای در دمشق   *   آن رفته بازآمد به عشق

باز آمد اما غرقه خون   *   همچون شقایق لاله‌گون
او از دیـار مـسـت‌ ها   *    آمـد ولـی بـر دسـت‌ ها 

آمـد ولـی گـلـگـون‌ کفن   *   غـرقابـه در خـون پاره تن
آمد ولی خون‌بار عشق   *   مه رو شهیدی از دمشق

گفتم کـجـا بودی هـلا ؟   *   گفتا که دشت کربلـا
گفتم بگو دیدی چه را ؟   *   گفتا که کوچه ، ماجرا

در کـوچـه آتش بود و یاس   *   غوغای اشک و التماس
دیدم علی را بسته دست   *   پهلوی زهرا در شکست

آنجا که دریا شبنمی است    *   دیدم خدا خون می‌گریست
گـفـتـم دگر دیدی چه پس ؟   *   گـفـتـا خـدا طـور و قـبـس

دیـدم ولـا را در بـلـا         *   دیدم بـه پا صد کربلا
دیدم به چشم خود خدا   *   بر نیزه‌ ها رأسی جدا

گـفـتـم چـه آوردی نـشـان ؟     *   گـفـتـا مـزاری بـی‌ نـشـان
گفتم که ما را چاره چیست ؟   *   گفت او که تنها عاشقیست

گفتم سعادت در کجاست ؟   *   گفتا که تنها کربلاست
گفتم هـمـه درد است و رنج   *   گفتا که یـوسف را ترنج

گفتم بدان جـا راه ، چـون ؟    *   گـفـتـا که تنها راهِ خون
چون همت آن سردار عشق   *   باید شدن بر دار عشق

چـون پـا نـهـی در راه خـون   *   از تن چو گردد سر نگون
زان پس شوی چون عین لا   *    آنـدم رسـی در کـربـلـا 

آنجا خدا بینی به‌عین  *   بر نیزه‌ها رأس حسین
گـفـتـم بگو با ما ز یار   *   گـفـتـا کـه بـایـد انتظار

گـفـتـم کـه از او کو خبر ؟   *   گـفـتـا تـحمل تا سحر
گفتم ظهورش کو نشان ؟   *   گفتا که آشوب جهان

گفتم یمن ؟  گفتا که آه   *   تنها غریب و بی‌پناه
گفتم وصیت داری‌اش ؟   *   گفتا یمن را یاری‌اش

گفتم وصیت کن تو بیش   *   گفتا خراسانی به‌پیش
گـفـتـم بـگـو اسـرار نـور    *   گفتا کـه او دارد ظـهـور

گفتم وَ کِی ؟ گفت عن‌قریب   *   عالم گرفته بوی سیب
به امید ظهور حضرت یار ...



مداحی عربی و فارسی علیه داعش


  • حرف دل !...

نظرات (۹)

  • عــ ـاکـ ـف ...
  • پاسبانان ِ دمشقیم به زینب سوگند ......
    پاسخ:
    التماس دعا ...
    الهم عجل لولیک الفرج
    پاسخ:
    آمین  ...
  • آرمان بدیعی
  • استاد طاهرزاده: منظور حضرت آقا از نفوذ، نفوذ فرهنگی است که فرهنگ سکولار را حتی ناخودآگاه مورد اهمیت قرار می‌دهد دشمن برای نفوذ کاری می‌کند که دیگر انسان‌ها جویای حقیقت نباشند تا جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی که در مقابل فرهنگ تجدد، تأکید بر حقیقت است، برای انسان‌ها بی‌معنا شود. دشمن در امر استحاله انقلاب، کاری می‌کند تا آن‌چه را ملت ما بر اساس آن انقلاب کرده‌اند از درون پوک کند. برای رسیدن به این هدف، سعی دارد حقیقت را نسبی نشان دهد تا عملاً انسان به جای خدا بنشیند و اهداف نفس امّاره‌ی انسان‌ها اصالت پیدا کند. در این حال جایگاه انقلاب اسلامی برای چنین انسانی معنا ندارد تا ولایت فقیه که رکن رکین نظام است معنا داشته باشد. آن‌چه می‌ماند ولایت علوم تجربی و تکنولوژی است. این نوع نگاه، نگاه کسانی است که خودی نیستند و خداوند در مورد آن‌ها توصیه می‌کند: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِکُمْ لا یَأْلُونَکُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفی‏ صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ.....‏» اى کسانى که ایمان آورده‏ اید! محرم اسرارى از غیر خود، انتخاب نکنید! آن‌ها از هرگونه شرّ و فسادى در باره‌ی شما، کوتاهى نمى ‏کنند؛ آن‌ها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشید، نشانه‌ی دشمنى‌هاى‌شان ‏از کلام آن‌ها آشکار است؛ و آنچه در دل‌هایشان پنهان مى ‏دارند، از آن مهم‌تر است. (آل عمران/118).
    سرشناس‌ترین مقامات صهیونیستی که حامی «برجام» هستند
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940704000881
  • خواندنی ها
  • تشکر از شما دوست عزیز
    مطالبتون عالیه
    قشنگه زود پست جدید ندارید بیام کامل بخونم
    پاسخ:
    چشم ...
    تشکر.:))
    حضورم وظیفس.
    الهم عجل لولیک الفرج.
    پاسخ:
    آمین ...
    گل اشکم شبی وا میشد ای کاش
    همه دردم مداوا میشد ای کاش
    به هرکس قسمتی دادی خدایا
    شهادت قسمت ما می شد ای کاش
    پاسخ:
    ان شاالله ...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">